كرامت عشق

در ميانه راه بودنم

بي هيچ تضميني به لحظه در پيش

و چه سخت مي گيرد گردش ايام نفس ديگرم را

سالهاي بس طويل است

گذر كردن از جاده هاي سياهي از ظلمت

نفس گرمي از دور انگار مرا مي خواند

به كوچه هاي صبر به كلبه هاي شكيبايي

تنها كرامت عشق است

دستم گيرد

و توان راه رفتن ببخشدم


برچسب‌ها: ،

بازدید:

[ ]

سرزمين مادري مهد آن يار دلجويي ست كه قرن ها قبل از آمدنم گمشده راهم بوده و خواهيم سپرد جان در جوار شيرينش. چه مقدار خون در عدم خورده باشم كه بر خاكم آيي و من مرده باش

پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین

آرشیو موضوعی

پیوندها